زين العابدين شيروانى
528
بستان السياحه ( فارسي )
كرفت و آن را بسه نان در بيان طريقت آن حضرت على سبيل الاجمال مخفى نماند كه سلسلهء آن حضرت مشهور و در كتب عرفاء و فقراء مذكور است و طريقهء نعمتاللهيّه بدان جناب منسوبست و خصوصيّات چند به آن سلسله منصوب و بجهة آنها از سلاسل ديكر ممتاز و از ساير طرق بامتياز است سالكان سلسلهء عليّه در بلاد هندوستان و كابلستان و ايران بسيار سيّما در كشور دكن و كرمان و عراق عجم و آذربايجان و فارس و كيلان بيشمارند راقم كويد كه در اكثر بلاد اسلام كرديده و بصحبت سلاسل عامّه و خاصّه رسيده و اكابر و اعاظم طرق مختلفه را ديده طريقه كه از تفريط و افراط دور و از عقايد فاسده مهجور باشد و جامع مراتب شريعت و طريقت و مجاهده و رياضت بوده و بر وفق قرارداد شريعت مقدّسه عبادات و معاملات و مجاهدات نموده باشد و از طريقه رديّه و روش خبيثه معرّا و مبرّا باشد و نسبت طريقت آنها تا معصوم صحيح و معنعن و بىشبهه درست شود در كشور ايران اكنون نادر بلكه تحصيل آن متعذّر است و در ساير بلاد نيز متعسّر مكر سلسلهء عليّه نعمة اللّهيّة رضويّه عليه و على آبائه و اجداده الف تحيّة بدانكه سلسلهء معروفيّه بام السّلاسل مشهور و در السنة و افواه مردم مذكور است و منجمله چهارده سلسله از طريقه معروفيّه جارى و معمول بهر ديار چنان كه مظفر على شاه قدّس سرّه در كتاب بحر الاسرار فرموده نظم بس سلاسل آن رضا شاه مكين * رهنماى جمله ارباب يقين كرده آن معروف تسليم نفس * چون از او بكرفت تعليم نفس شهرها را ره به دريا باز كرد * پس ز دريا خوش رهى آغاز كرد شيخ معروف از امام ذو فنون * همچو شطّى كآيد از دريا بُرون كشت امام و پيشواى قافله * از دمش جارى شده بس سلسله سلسله معروف ربّانى مقام * آمدهام السّلاسل خوش بنام نشئهء معروف عارف همچو شط * اولياء در وى شناور همچو بط جانب اقليمها و شهرها * كشته جارى از شط وى نهرها از جداول هريكى نوع دكر * نشئهء هريك به نوعى جلوهكر بعض ايشان كشته حمّال سلوك * شسته از دل نقش اوهام و شكوك بعض ديكر مست و مجذوب آمده * شاه را مجذوب و محبوب آمده بعض ديكر جامع جذب و سلوك * مست و هشيار آفرين و از ملوك آن يكى هشيار و آن ديوانهء * آن يكى شيخانه آن رندانهء آن يكى رند خراباتى صفت * و آن دكر شيخ مناجاتى سمت آن يكى صوفىّ صاحب مذهبى * و آن دكر رند قلندر مشربى آن يكى در مسجد و در خانقاه * و آن دكر را ميكده شد جاى كار هريكى را سيرتى و مذهبى * هريكى را نشأتى و مشربى جامع اين نشانها و اين سير * نعمتاللهست اى صاحبنظر فيض معروفش بدل چون واصلست * عارف جمله مقالات دلست راقم كويد كه سلسلهء نعمةاللّهيّه بصفات چند مخصوصند و بسبب آن از ساير سلاسل ممتاز شدهاند اوّل آنكه بر سالكان سلسله عليّه بسط غالب است بخلاف بعض صاحبان سلاسل كه در ايشان قبض بيشتر و بسط كمتر است بيت اكر تو يار ندارى چرا طلب نكنى * و كر بيار رسيدى چرا طرب نكنى دويّم آنكه كسوتى جهة سالكان طريقت آن حضرت معيّن نيست و جامهء مخصوص ندارند آن جناب فرموده است كه حقپرستى خداجوئى در هر لباس ممكن است و خرقهء و جبّه را اعتبار نيست نظم مرد خدا كه شيوهء تقوى طلب كند * خواهى سفيد جامه و خواهى سياه باش اين نيز خلاف جمعى از سالكين سلاسل ديكر است زيرا كه اكثر ايشان براى امتياز كسوتى خاص و جامهء مخصوص مقرّر نمودهاند سيّم آنكه در آن سلسلهء ترك كسب و كار كردن و روى در بطالت آوردن نمىباشد آن جناب فرموده است كه هركسى در هر كسب هنرى كه دارد مىتواند بندكى كند و آفريدكار خود را عبادت نمايد و هركه ترك كسب معيشت نموده طريق عبادت پيش كيرد هرآينه شيرازهء عالم نظام نپذيرد و بارىتعالى انسان را براى معرفت و عبادت آفريده و بسه چيز محتاج و مفتقر كردانيده است اوّل اكل و شرب كه قوام بدن با دست دويّم لباس و جامهء كه ستر عورت و دفع برودت و حرارت از اوست سيّم مسكن كه آرام و آسايش و دفع الم باد و باران و غيره بدوست